دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

152

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

ادله‌اى از اين دست تكيه دارد : أ ) قرآن كريم : برخى از آيات بر جنبهء بشرى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و همچنين بر اينكه او غيب نمىداند و فرشته نيست تأكيد مىكند . از آن جمله مىتوان از اين دو آيه ياد كرد : ( قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ ) ؛ « 1 » ( قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا ) . « 2 » اين در حالى است كه از ديگر سوى مىدانيم خداوند آن هنگام كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را به نبوت برانگيخت نه او را از رفتارهاى بشرى بازداشت ؛ يعنى از اينكه چون ديگر مردم در كارهاى دنيوى خود بر پايهء گمان‌ها و جمع‌بندىهايى كه امكان درستى و خطا در آنها هست عمل كند و نه براى او تعهد كرد كه وى را از خطا در اين‌گونه امور در امان بدارد . روشن است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پيش از آنكه به نبوت برسد چنين رفتارهايى بشرى داشته و از ديگرسوى ، قاعده آن است كه وضع آن حضرت در امور دنيوى بر همان حال كه پيش از دوران نبوت بوده ، ادامه يابد ، مگر آنكه در اين ميان ، دليلى برسد كه خداوند در اين زمينه نيز پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را به وضعى ديگر جز آنچه پيش از دوران نبوت بوده درآورده است . اين درست برعكس قاعده‌اى است كه در امور شرعى با آن روبه‌رو هستيم ؛ زيرا آن‌گونه كه در اصول فقه و در كلام ثابت شده ، دراين‌باره در كلام پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هيچ خطايى رخ نمىدهد . به هر روى ، اين حقيقت كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله جنبه‌هاى بشرى دارد و در امور دنيوى رفتار آن حضرت از همين جنبه‌هاى بشرى سرچشمه مىگيرد حقيقتى است كه در شمارى از احاديث نيز رخ مىنمايد . از آن جمله مىتوان به احاديث زير اشاره كرد : 1 . آن دسته از احاديثى كه در آنها پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از بشر بودن خود خبر داده و گاه بدين تصريح فرموده است كه مردم در امور دنياى خويش از آن حضرت آگاه‌تراند ، چونان كه

--> ( 1 ) . كهف ( 18 ) آيهء 110 : بگو من تنها يك انسان هستم كه به من وحى مىشود . ( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 93 : بگو خدايم منزه است ! آيا من جز يك بشر و فرستاده بوده‌ام ؟